محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )

285

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )

دوم : ما از اخناتون چيز چندانى نمىدانيم ، جز اين كه در ميانهء سالهاى 1367 - 1350 پيش از ميلاد فرمانرواى مصر بوده و مردم را به پرستش خداى يگانه خوانده است و از اين روى پرستش‌گاه‌هاى ديگر خدايان را در تمام نواحى امپراتورى مصر بسته و دارايىهاى آنها را مصادره كرده و آيين و آداب ديگر دين‌ها را از رونق انداخته است ؛ همين‌ها زمينه شده تا كاهنان آمون و ديگر دين‌فروشان كه از راه دين ، سودها مىاندوختند و اينك دكان پرسودشان تخته شده بود . سر به شورش برآرند و اخناتون را ناگزير كنند از « طيبه » پايتخت مصر ، به سرزمينى كه پيش‌تر گواه پرستش خدايان ديگر نبوده ، كوچ كند و در آنجا شهر تازهء « آخت آتون » ( - عمارنه ) « 1 » را بنياد گذارد و چندى در آنجا بماند و خداى خود را پرستش كند و پرستش او را گسترش دهد ، تا آن گاه كه نيروهاى دشمن و شورشى بر او بتازند و كارش را يكسره كنند و هر چه كينه داشته‌اند بر سر دين و پيروان او بريزند و جوانكى نارس را بر جاى او به تخت بنشانند تا دست آنان را باز گذارد و زمينه را فراهم سازد تا آنان دين آتون را يكسره از ميان ببرند و دوباره دين آمون را زنده كنند . « 2 » اينجاست كه چند پرسش پيش مىآيد : 1 - آنچه دربارهء اخناتون گفتيم ، با اين ديدگاه كه وى استاد موسى بوده است ، چه پيوندى مىتواند داشته باشد ؟ 2 - آيا دعوت اخناتون پيش‌درآمدى براى آمدن موسى بوده است ؟ 3 - آيا دعوت اخناتون گونه‌اى زمينه‌سازى بوده است تا از اين راه مردمى كه به بت‌پرستى خو گرفته بودند ، براى پذيرش يكتاپرستى آماده شوند ؟ آيا اخناتون چنان كه برخى پژوهشگران گفته‌اند ، پيامبر بوده است ؟ اين‌ها پرسش‌هايى است كه نويسندهء اين كتاب نمىتواند بار پاسخ‌گويى بدان‌ها را به دوش كشد و به ديگر سخن كسى كه از شش سالگى بدين سو در خدمت قرآن بوده است و اميد دارد كه همواره تا پايان زندگى و سپس در زندگى آن سويى نيز با آن همراه باشد ، نمىتواند بار

--> ( 1 ) . عمارنه كه در 190 ميلى جنوب قاهره و 260 ميلى شمال اقصر ، ميان ملوى و ديروط و در برابر ديرمواس جاى دارد و امروزه قريه‌هاى بنى عمران ، حاج قنديل ، عمارنه و حوطه و خرابه‌هاى اندكى را كه در در ازاى شهر كهن جاى داشته‌اند و پس از آنها گورها جاى دارند ، فرا مىگيرد . بخش نخست نام كهن اين شهر يعنى « آخت آتون » با بخش نخست نام پادشاه آن « آخن آتون » ، هم ريشه است . و هر دو با افزوده شدن به « آتون » ساخته شده‌اند . ( 2 ) . دربارهء شكست رفورم دينى اخناتون و بازگشت دوبارهء بت‌پرستى ، بنگريد به : محمود بيومى مهران ، اخناتون ، 382 - 421 .